کاش
کاش خاک بودم که از من گذر می کردی و بوی عطرپایت
مرامشوش می کرد...... کاش آب بودم که دستان مهربانت رابا آن وضوی سبز می
گرفتی....... کاش تکه پارچه ای بودم که اشکهایت ،مرواریدهای درخشانت را با آن پاک
می کردی........ کاش و ای کاش....... هیچکدامم اکنون...... بنده ی گنه کارو چه به
دیدن تو....... بنده ی گنه کارو چه به یارای تو...... افسوس و صد افسوس
دیرشناختمت.... یاکه شناختمت بازتو را یادم رفت..... مراببخش و یاری ام کن....
مهدی جان عجل عجل عجل علی
ظهورک.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 18:27 توسط نرگس
|
به کوری چشم حسود وبد خواه